چگونه زندگی کردن را در سفر بیاموزیم

چگونه زندگی کردن را در سفر بیاموزیم

بسیاری از مردم می گویند که عاشق سفر هستند و اگر پول یا وقتش را داشتند تمام وقت خود را در سفر سپری می کردند. اگر از آن ها بپرسید دقیقاً چه چیزی را در ارتباط با سفر دوست دارند، معمولاً پاسخ می دهند: دنیا را دیدن، یاد گرفتن، تجربه کردن...

اما آیا ما واقعاً در سفرهای خود به کشورهای خارجی، دنیا را می بینیم؟ آیا چیزی یاد می گیریم؟ آیا زندگی را به شکلی دیگر تجربه می کنیم؟ اگر به این سؤال ها با دقت فکر کنیم شاید متوجه شویم که ما حتی اگر به چند کشور خارجی سفر کرده و به قول معروف دنیا را دیده باشیم، چندان انسان متفاوتی نشده ایم. ما مکان ها را دیده یم و از شگفتی ها شگفت زده شده ایم اما وقتی به خانه برگشته ایم، همان انسان سابق بوده ایم. می بینیم سفر نتوانسته است دید ما را به دنیا عوض کند و از ما انسان بزرگ تر، کامل تر و با تجربه تری بسازد.

2safar

اما چگونه می توان یک سفر را تبدیل به تجربه ای غنی ساخت و از آن در راه خودسازی و پیشرفت و زندگی بهتر استفاده کرد؟ در این مقاله نظرات سامانتا برون را خواهیم خواند. فردی که درواقع به خاطر سفرهای فراوانش شهروند کل دنیا محسوب می شود. او به ما می گوید که چگونه توانسته است در سفر هایش زندگی کردن به معنای واقعی را بیاموزد.

2safar

مسافر باشید نه گردشگر

شاید از خود بپرسید تفاوت این دو چیست؟ گردشگر به سراغ مناطق معروف گردشگری می رود. از قبل برنامه ریزی می کند کجاها را ببیند و به دیدن همان نقاط می رود. گردشگر با بناهای معروف عکس می گیرد، آب و هوایی عوض می کند، خستگی کار را در کرده و بعد به خانه برمی گردد و زندگی سابق خود را از سر می گیرد.

مسافر اما می رود که دنیا را کشف کند. برای او مردم بیشتر از مکان ها جذابیت دارند. دوست دارد مقصدش را با قدم های خودش احساس کند و از گم شدن در میان مردم نمی ترسد. مسافر می خواهد ولو برای مدتی کوتاه بخشی از جامعه ی مقصد باشد. او در مورد بسیاری از جزئیات سفرش از قبل تصمیم نمی گیرد بلکه می خواهد خودجوش باشد و ماجراجویی کند.

2safar

انتظارات و توقعاتی که از مقصد دارید کنار بگذارید و آن را همان گونه که هست در آغوش بکشید.

بسیاری از ما با ذهنی پر از پیش فرض ها، انتظارات و توقعات مختلف سفر می کنیم. بیایید و برای یک بار هم که شده با ذهنی باز و بدون هیچ گونه پیش داوری سفر کنید. هیچ انتظاری نداشته باشید و واقعیت را همان گونه که هست تجربه کنید. برچسب هایی مانند کثیف، شلوغ، لوکس و غیره به مقصد نچسبانید. فقط آن را همان گونه که هست ببنید و بپذیرید. وقتی ذهن خود را در سفر باز می گذارید، در واقع تمرین می کنید که در زندگی عادی خود نیز همین گونه باشید. بدون انتظار و توقع و در تماس همیشگی با واقعیت زندگی کنید و انسان فهمیده تر و روشنفکر تری باشید.

2safar

به جاهایی بروید که مردم محلی می روند.

یکی از کارهایی که سامانتا برون بر رویش تأکید می کند نزدیک شدن به مردم است. به جای مراکز خرید توریستی، به بازارهای محلی بروید. از محله های توریستی کمی فاصله بگیرید و به خیابان های دورتر بروید. در کافه هایی که مردم محلی وقت می گذرانند نشسته و قهوه ای سفارش دهید. به رستوران هایی بروید که مردم وقت می گذرانند و آن جا غذا بخورید.

2safar

اگر جایی پر از خارجی و توریست است از آن جا فاصله گرفته و به مکان هایی بروید که پر از مردم محلی است. پارک ها نیز مکان خوبی برای تماشای مردم هستند. اینگونه است که شما حال و هوا، فرهنگ و سبک زندگی مردم کشور مقصد را کشف کرده و می توانید به معنای واقعی فضای آن کشور را تجربه کنید. جریان زندگی را در کشور مقصد تماشا کنید و ببینید مردم چگونه از زندگی خود لذت می برند، اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانند و به زندگی چگونه نگاه می کنند. دقیق نگاه کنید و زندگی را ببینید.

2safar

تاریخ بخوانید.

ما نباید در گذشته زندگی کنیم اما لازم است در مورد آن بخوانیم و بیاموزیم. اگر شما در مورد تاریخ دیگر کشور ها ندانید، در سفر به آن کشور ها نیز چیز زیادی از زندگی و طرز فکر مردم سر در نمی آورید. قبل از سفر به هر کشور در مورد تاریخ آن کشور مطالعه کنید و گذشته ی مردم آن سرزمین را بدانید. در مقصد اگر توری در مورد آشنایی با تاریخ و فرهنگ آن کشور وجود دارد، در آن ثبت نام کرده تا در مورد مقصد بیاموزید. بازدید از موزه ها به خصوص موزه های مردم شناسی نیز توصیه می شود. از گذشته و تاریخ فراری نباشید و تصور نکنید دانستن تاریخ یک کشور دیگر بهدرد شما نمی خورد. ما انسان ها به هم پیوسته هستیم و تاریخچه ی هر کدام از ما بخشی از تاریخ جهان است. اگر می خواهید در دنیای آینده جایی برای خود بیابید، لازم است گذشته و مسیری که دنیا پیموده است تا به اینجا برسد را بدانید.

2safar

از دایره ی امنیت خود خارج شوید و کارهای جدیدی انجام دهید.

در سفر ما معمولاً روحیه ی شجاع تر و ریسک پذیر تری نسبت به زندگی روزمره ی خود داریم و آماده ی تجربه کردن چیزهای جدید هستیم. این بهترین فرصت برای خارج شدن از دایره ی امنیت است. چرا لباس های رنگارنگ و متفاوت نپوشید و در یک کارناوال خیابانی مثل کارناوال برزیل شرکت نکنید؟ چرا بر ترس خود از ارتفاع غلبه نکرده و سوار بالون نشوید؟ هر کار تازه و متفاوتی در واقع تجربه ی جنبه ی تازه ای از زندگی است که روحیه ی ما را تغییر می دهد و باعث می شود در پایان سفرآن انسان قبلی نبوده و حداقل در بخشی از وجود خود تفاوتی مثبت ایجاد کرده باشیم.

2safar

دایره ی چشایی خود را وسیع تر کنید.

سفر بهترین فرصت برای آشنایی با طعم های جدید و خوردن غذاهای متنوع و جالب است. شاید ندانید غذا خوردن و تنوع غذایی تا چه حد روی روحیه و شخصیت شما تأثیر می گذارد. اولین گام برای آشنایی با یک فرهنگ تازه، امتحان غذاهای آن کشور است. از تفاوت ها لذت ببرید و به دنبال طعم های آشنا نباشید. به زودی خواهید دید که با خوردن هر غذای جدید، دری تازه به روی دنیای طعم و لذت به روی شما گشوده می شود و به همان نسبت شجاع تر و ریسک پذیرتر می شوید. فراموش نکنید امتحان یک لقمه از هر غذایی به شما آزاری نخواهد رساند. فقط یک لقمه و نه بیشتر. بعد می توانید تصمیم بگیرید که آیا باز هم از آن غذا می خواهید یا خیر.

2safar

سعی کنید کمی با زبان مقصد آشنا شوید.

یاد گرفتن حتی چند جمله ی ساده و متداول به زبان خارجی کشوری که به آن سفر می کنید یکی از جذاب ترین بخش های سفر است. یادگیری هر زبان جدید ذهن ما را باز می کند و دید ما را به جهان تغییر می دهد. از یک ماه قبل از سفر وقت بگذارید و روزی چند عبارت به زبان مقصد بیاموزید و آن را با خود تمرین کنید. این کار وقت زیادی از شما نمی گیرد اما تأثیری عالی بر روی ذهن و روان شما می گذارد. سپس در طول سفر جملاتی که آموخته اید تمرین کنید و با مردم محلی حرف بزنید. به زودی خواهید دید با این کار لذتی که از سفر می برید چند برابر می شود و حس خیلی مثبت تری در برقراری ارتباط با مردم خواهید داشت.

2safar

با طبیعت وقت بگذرانید و از آن لذت ببرید.

سفر بهترین فرصت برای نزدیک شدن به طبیعت است. شاید در زندگی روزمره یخود آنقدر گرفتار هستید که فرصتی برای پیک نیک و گذراندن زمانی در کنار طبیعت را ندارید. اما در طول روزهای سفر از این فرصت استثنائی استفاده کنید، از جنگل، دریا، آسمان ،کویر،کوه و دشت انرژی بگیرید. روح خود را در زیبایی و شادابی طبیعت شستشو دهید و چون کودکی تازه متولد شده، سبک بال و رها به خانه و شهر خود بازگردید. شک نکنید تأثیر این انرژی پاک را در روحیه، شخصیت و زندگی خود خواهید دید. گویا استرس، فشار و تمام احساسات منفی وجود شما را ترک می کنند و آماده هستید زندگی را با تمام خوب و بد و زیبایی ها و مشکلاتش در آغوش بکشید.

2safar

به ریشه و اصالت خود نزدیک تر شوید.

شاید این جمله متناقض با سایر توصیه های این مجموعه مقالات به نظر برسد. ما به شما پیشنهاد کردیم در مورد فرهنگ های مختلف و تاریخ دیگر کشورها بخوانید، به مردم کشورهای دیگر نزدیک شوید، غذاهای جدید امتحان کنید و حتی زبان تازه ای بیاموزید. جالب است بدانید در این میان اتفاق شگفت انگیزی رخ می دهد. در حالی که شما سایر مردم جهان را بهتر درک خواهید کرد، به اصل و ریشه ی خود نیز نزدیک تر خواهید شد. شما تا تفاوت ها را نبینید و با تمام وجود حس نکنید و احترام نگذارید، نمی توانید اصالت وجود خود را کشف کنید.

2safar

سعی کنید در سفرهایتان نماینده ای باشید از کشور و ملیت خود و بگذارید مردم دیگر کشورها، کشور ما را نه از طریق اخبار و رسانه ها که از طریق شما ببینند و بشناسند. یاد بگیرید که خود را به خوبی ارائه دهید. در پایان سفر خواهید دید حس خیلی بهتری نسبت به خود، فرهنگ و گذشته و تمدن کشورتان دارید و در عین حال نیز برای مردم کشورهای دیگر احترامی بیش از پیش قائل هستید. شما به این نقطه می رسید که نتیجه می گیرید چقدر خوب، اصیل و دوست داشتنی هستید، همانطور که سایر مردم جهان از هر نژاد و فرهنگ و تمدنی خوب، اصیل و دوست داشتنی هستند. این درسی است که اگر تمام مردم دنیا می آموختند، صلح جهانی هدفی دور از دسترس و همچون رؤیایی غیر ممکن به نظر نمی رسید.

2safar